تبليغاتX
هیئت الشهدا نارمک
 

منوی اصلی

صفحه نخست
پست الكترونيك
مطالب وبلاگ از نخستین گام
عناوين مطالب وبلاگ
تعداد دوستان:


در باره من

هیئت الشهدا از محرم سال 1372 در محله نارمک تهران آغاز به فعالیت نموده است.
این هیئت با رویکرد کاملا متفاوت نسبت به امور متداول در هیئات مذهبی و با عنایت بنظر رهبری معظم و مراجع گرانقدر (حفظهم الله)، سعی نموده است تا با برپایی شعائر الهی و رعایت مصادیق صحیح مذهبی، شادمانی حضرت ولیعصر (عج) را بر قرار نموده باشد
انشاءالله

شماره های تماس هیئت:

09127940385

09354377262
 

آرشیو مطالب

· هفته اوّل آذر 1388
· هفته چهارم آبان 1388
· هفته سوم آبان 1388
· هفته دوم آبان 1388
· هفته اوّل آبان 1388
· هفته چهارم مهر 1388
· هفته سوم مهر 1388
· هفته اوّل مهر 1388
· هفته چهارم شهریور 1388
· هفته سوم شهریور 1388
· هفته دوم شهریور 1388
· هفته اوّل شهریور 1388

دوستان ولایتمدار

· دفترمقام معظم رهبری(مدظله)
· آیت الله مکارم شیرازی(مدظله)
· آیت الله صافی (مدظله)
· آیت الله نوری همدانی(مدظله)
· آیت الله مصباح یزدی(مدظله)
· سایت بقیة الله الاعظم (عج)
· سایت تخصصی دفاع مقدس
· سایت شهید آوینی (ره)
· رهروان شهداي تخريب
· پایگاه اطلاع رسانی حدیث
· یادگاری از دفاع مقدس
· لاله های آسمانی
· کانون قرآن مسجدابوالفضل ع بوشهر
· علقمه
· بهشت نور گیلان
· دختران شهید
· عکاس مسلمان
· عشق به خدا
· هئت محبان الائمه رشت
· بیداریه
· معارف ناب
· فرزند شهید
· شهید حسن طاهری (نارمک)
· قالب های مذهبی

امکانات


اين سایت را صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS



 

طراح قالب

یاعلی


Powered By
BLOGFA.COM

روز عرفه

 

روز عرفه

در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند.

 عرفه

 

دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.

عرفات کجاست...؟     چه وجه تسمیه ای دارد...؟     و یادآور چیست...؟

همگی در ادامه مطلب ( متن کامل)

 

همیشه خادم الحسین بمانیم انشاءلله....

 

 


متن کامل
 نوشته شده توسط خادم الحسین (ع) در تاریخ سه شنبه 3 آذر1388 با موضوع
بدون شرح

 

 

میر حسین موسوی

 

 

 نوشته شده توسط خادم الحسین (ع) در تاریخ چهارشنبه 27 آبان1388 با موضوع
اعمال ماه ذیحجه

 

اعمال و فضیلت ماه ذیحجه

 

ماه «ذى الحجّه»، آخرين ماه «سال هجرى قمرى» است و ماهى است بسيار پربركت. بزرگان دين هنگامى كه اين ماه وارد مى شد، اهمّيّت ويژه اى به عبادت در آن مى دادند. مخصوصاً در دهه اوّل اين ماه .در بعضى از روايات آمده است، شب هاى دهگانه اى كه قرآن در سوره «والفجر و ليال عشر» به آن سوگند ياد كرده است، شب هاى دهه اوّل اين ماه شريف است،و اين سوگند به خاطر عظمت آن است.

خداوند در سوره حج (آيه 28) ضمن بيان فريضه بزرگ «حج» سخن از «أيّام مَعْلُومات» گفته است كه مؤمنان بايد در آن به ياد خدا باشند. يكى از تفسيرهاى معروفِ «أيّام مَعْلُومات» كه در روايات نيز آمده است، ده روز اوّل ماه ذى الحجّه است. بنابراين، هم شب هاى آن عزيز است و هم روزهاى آن.

در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم كه عبادت و كار نيك در هيچ ايّامى به اندازه اين ايّام (ده روز اوّل ماه ذى الحجّه) فضيلت ندارد.

 

حج

 

افزون بر اينها، هم صدا شدن با زوّار خانه خدا در اين ماه، و ياد و خاطره مراسم باشكوه حج و معنويّت و بركات آن، حال و هواى ديگرى به انسان مى دهد; مخصوصاً براى كسانى كه در سلك زوّار سعادتمند خانه خدا قرار گرفته اند، يا با ياد و خاطره آنها همراهند.

وجود دو «عيد» مهمّ اسلامى عيد قربان (عيد اضحى) و عيد غدير (عيد ولايت) و روز «عرفه» و خاطره دعاى عجيب و بسيار گرانبهاى امام حسين(عليه السلام) در عرفات، شكوه و عظمت خاصّى به اين ماه بخشيده، و سزاوار است همه مؤمنان (مخصوصاً جوانان پاكدل) از فضاى آكنده از معنويّت اين ماه غافل نشوند و در خودسازى و تهذيب نفس بكوشند كه به پيشرفت هاى مهمّى نائل مى شوند.

در ادامه مطلب (متن کامل)، میتوانید اعمال این ماه گرانمزلت را بیابید، و برای تعجیل در فرج امام زمان (عج) دعکنید که انشاءلله امسال، صدای ملکوتی أنا بقیت الله ایشان عالم را فرا گیر نماید.....


متن کامل
 نوشته شده توسط خادم الحسین (ع) در تاریخ سه شنبه 26 آبان1388 با موضوع
استقبال محرم

 

استقبال از محرم

ابر چشم زغم دوست پر از باران است

جان به لب آمده و سوخته جانان است

روی هم پنج دهه مانده ندا سر بدهیم

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

 

محرم

 

مي گويم چرا محرّم با مُحرم شدن هم قافيه است؟

گمانم كه اين هم قافيه شدن بي سبب نباشد.

اگر همراز كعبه شدن به جامه سفيدي است كه دوخت و دوزي در آن نباشد، چگونه حرمت كعبه به طواف بت پرستان حاجي نمايي سفيد پوش كه از صلب ابوسفيان برخواسته اند و چه بسا كه بر منبر رسول خدا رفته و ردايي چون ايشان را پوشيده اند، نشكسته است؟

تعبير خواب رسول است كه حيوانات درنده بر منابر ايشان خواهند آراميد.

و آنك در 60 امين سال از هجرت پليدي پليدزاده افسار ضلالت را به نام هدايت بر دست گرفته و دوزخ را به نام رضوان به مردمان بي عقل و انديشه اي چون خودش نويد مي دهد.

چگونه باشد كه بزرگوار نوري، پدرش نور و مادرش نور و همه نورٌ علي نور، تن به ترويه و طوافي دهد كه فريب خوردگان مطاع قليل دنيايي گرد سنگ نشاني مي چرخند؟!

حسين، جگر گوشه محمد امين را چگونه سزد كه هم دايره با مردماني شود كه از توحيد، به لقلقه اي ايمان آورده اند و شكمشان مد ضالّين را به ترتيل سر مي دهد و هنوز از نان و نام نبريده، هواي دلبري بس گران قيمت كرده اند؟ و براي رونق نفاقشان هم كه شده، عرق چين حج بر سر مي خواهند كه بگذارند، قربت الي شيطان!!!

فرزند علي و زهرا را چگونه سزد كه رجم ابليس لعين را به پرتاب فقط تكه اي سنگ بسنده كند و از همه هروله در و حيرت عشق به فاصله اي چون صفا و مروه قناعت كند!!!

پي معشوق مقامت بس فرازمند تر از اين حرف هاست حسين جان!

افق معراجت مسجد الحرام كه سهل است،‌طولاي شهپر جبرئيل را شرمنده مي كند.

 

حسین

 

حج تو را خدايت به جامه سفيد و رجم شيطان به سنگ رضايت نداده و تو كه نفس راضيه و مرضيه اويي، بايد كه جامه هاي چاك چاك سرخ رنگت كه از تن تشنه بي سر افتاده به كربلا، لق مانده است،‌شيطان را تا ده ها قرن از اين 60 امين سال هجرت به بعد نيز همه ساله سنگ باران كند!!!

هجرت سرخت به كربلا بايد كه علامت سوالي باشد براي همه قرباني هاي گوسفندي حاجّ، كه بيانديشند در وادي دلدادگي و عشق به عشق آفرين؛ كه كدامين گران بهاترينش را سر مي برند!!!

شايد لب خند تو به كوچكي اين قرباني ها براي هربار گريه ام بهانه با ارجي باشد.

بخند عزيز زهرا تا توان گريه ام باشد...

بخند وارث آدم تا خاتم،

تا وجودم  از اين همه كوچك ماندگي مان، آتش بگيرد و بسوزد...

بخند تا باورم شود و شكي نكنم كه هنوز زمين از زمان معراج سرخت همه جايش كوفه مانده است...

مي گويند اين روزها كاروان ساليانتان را باز هم به راه مي اندازيد!!!

مي گويند اين روزها باز هم راهي خواهيد شد و دعاي خيرتان چه بس نصراني هايي را كه به سلم و سرسپردگي سپيد روي خواهد كرد!!!

 

حسین

 

كاش من مسلمان نام امام گم كرده را نيز،‌آن نصراني خوش وقت به حساب گذاريد و امسالتان را با غلامي من به كربلا برويد...

چه مي شود كه خاندان كرم و فضل، بنده اي را به چرخش نگاهي كربلايي كند تا مگر خونش شوينده سياهي هاي روزگار سرگرداني باشد و موتش نه موت ساليان جهل!

بخند آقاي من تا اين حسرت نبودن با شما، از بن قرن 15 خاكسترم كند...

بخند مولي و عاقبت به خيرمان كن...

لبيك يا حسين 

همیشه خادم الحسین بمانیم.... انشاءلله

 

 نوشته شده توسط خادم الحسین (ع) در تاریخ چهارشنبه 20 آبان1388 با موضوع
راز ناشناختگی امام جواد (علیه السلام)

راز ناشناختگی امام جواد(علیه السلام)

شهادت پیشوای نهم حضرت جودالائمه(ع) در روز آخر ماه ذیقعده در شهر بغداد،سال ۲۲۰ اتفاق افتاد. آن بزرگوار در سن ۲۵ سالگی توسط طاغوت زمان خویش‏مسموم گردید.

 

 امام جواد ع

 

شهادت آن امام بزرگوار بر امت اسلامی تسلیت‏باد.

گوهر وجودی امام جواد(ع) و عسکریین(علیهماالسلام)، در بین مردم کمتر شناخته‏شده و آن گونه که از سایر ائمه(ع) و پیامبر اکرم(ص) و فاطمه زهرا (س) و حتی بعضی‏از اولاد ائمه شناخت دارند، نسبت‏به این سه بزرگوار معرفت ندارند، به این خاطرتمسک و توسل کمتری به آنان دارند. با اینکه ما شیعیان معتقدیم‏ائمه(علیهم‏السلام)، نور واحدند، کلامشان نور است و همه از چشمه فیاض حق استفاده‏می‏کنند به نظر می‏رسد نمایاندن چهره واقعی این سه امام بزرگوار می‏تواند خدمتی‏شایان به شمار آید.

 

امام جواد

 

علت مطرح نبودن این سه امام(ع)، وجود شرایط سخت اجتماعی و خفقان موجود در آن‏عصر بود. خفقان حاکم تا حدی بود که ابن‏اثیر در تاریخ خود، جزئیات در دورترین ‏بلاد اسلامی و حتی فلسفه اجتماعی زیادی از حوادث را بیان می‏کند، تنها در سه مورداز این امام بزرگوار اسم برده و مجموع کلماتش از پنج الی شش خط فراتر نمی‏رود.

این فرازها عبارتند از:

۱. جلد ۱۰؛ آنجا که زندگی همسر امام رضا(ع) را توضیح می‏دهد و می‏گوید:

همسرحضرت رضا(ع) ام حبیبه نام داشت و دختر مامون بود.

دختر دیگر مامون را محمد بن‏علی بن‏موسی گرفته بود. پس پدر و پسر هر دو بادختران مامون ازدواج کردند.

۲. در ضمن حوادث سال ۲۱۱ می‏نویسد: مامون در، تکریت، با محمد بن‏علی بن‏موسی‏برخورد و دختر خود را به او تزویج کرد.

۳. در حوادث سال ۲۲۰; وفات آن حضرت را می‏نویسد.

ابن‏جریر طبری نیز در «تاریخ طبری‏» تنها یک سطر راجع به ازدواج حضرت رضا(ع) و حضرت جواد(ع) با دختران مامون می‏نویسد: حتی از رحلت‏حضرت جواد(ع) چیزی‏نمی‏نگارد.

خفقان موجود به اندازه‏ای بود که حضرت همیشه خلفای عصر را با «امیرالمؤمنین‏» خطاب می‏کرد در حالی که این لقب مخصوص حضرت علی(ع) بود.

از طرف دیگر برخی امامان به خاطر موقعیتهای ویژه خویش توانستند دست‏به‏اقداماتی بزنند که مورد توجه عموم واقع شود و تا اندازه‏ای اسمی از آنان بر لوح‏تاریخ بماند.

تفاوت مقتضیات زمانی ائمه و امام جواد (علیهم السلام) را در ادامه مطلب (متن کامل) کنکاش و بررسی کنید:


متن کامل
 نوشته شده توسط خادم الحسین (ع) در تاریخ سه شنبه 19 آبان1388 با موضوع
عشق به امام رضا در دل یک ژاپنی

 

 

   عشق به امام رضا (ع) در دل یک ژاپنی:     

 

اين جريان از يک هموطن به نام امير در ژاپن نقل شده:

من امیر هستم و در ژاپن زندگی می کنم. تقریبا هشت سالی میشه که در شهر سایتاما saitama هستم. من زیاد با اینترنت سر و کار دارم اما اهل وبلاگ نویسی نیستم اما موضوع شگفت انگیزی پیش آمد که باعث شد این وبلاگ را درست کنم.

من در طی این سال ها توانسته ام اندکی زبان ژاپنی یاد بگیرم و به همین سبب هم روزی یکی دو ساعت را در سایت های ژاپنی می گذرانم. چند روز پیش طبق معمول داشتم وب گردی می کردم که خیلی اتفاقی رسیدم به این سایت.

وقتی محتوای سایت روی دیدم خیلی متعجب شدم. در سایت مزبور بحث مذهبی سختی که بین چند در گرفته بود را منتشر کرده بودند. من وقتی داشتم مطالب سایت را می خواندم برخورد کردم به یک جمله ای که آقایی به نام ماتسومو نقل کرده بود. البته ایشون دو جمله نقل کرده بودند که من در دو عکس پایین دور جملات ایشان را با خط قرمز مشخص کرده ام. اما جملات ایشان چه بود؟

جمله اول:

هر كـس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل كم او راضى خواهد بود.

و جمله ی دوم:

به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيدو دست يكديگر رابفشاريد و به هم خشم نگيريد.

 

یا رضا دلم تنگ اومده

 

جمله ی اول را که خواندم خیلی تعجب کردم چون نمونه ی آن را بارها و بارها در ایران شنیده بودم اما تصور کردم یک جور شباهت اتفاقی است اما با خواندن جمله دوم دیگه کاملا کنجکاو شدم. پس از کمی جستجو در اینترنت متوجه شدم که دو جمله ی فوق از احادیث حضرت امام رضا(ع) است. اما پذیرفتن این که یک فرد ژاپنی بیاد و دو حدیث از آن امام بزرگوار نقل کند برایم مشکل بود. با دقت شروع کردم به خواندن نظریات آقای ماتسومو. لازم نیست بگم که چقدر شگفت زده شدم وقتی متوجه شدم آقای ماتسومو داره از مذهب تشیع طرفداری می کنه.

کاری به بحث هایی که آقای ماتسومو کردند ندارم اما طریقة تشرف ایشان به مذهب تشیع آن قدر جالب بود که خواستم شما هم آن را بدانید. ایشان علت تشرف شون به مذهب تشیع رو چنین عنوان می کنند:

من و همسرم پانزده سال بچه دار نمی شدیم. ما برای معالجه به نزد بهترین دکترهای ژاپنی و اروپایی و آمریکایی رفتیم اما آن ها گفتند که همسر من به هیچ وجه نمی تواند صاحب بچه شود.

خانواده ی من خانواده ای سنتی هستند و بسیار به بچه اهمیت می دهند. آن ها مرتب مرا تحت فشار قرار می دادند که از همسرم جدا شوم و با زنی که بتواند برایم فرزندی به دنیا بیاورد ازدواج کنم اما من حاضر به این کار نبودم چون واقعا همسرم را دوست داشتم.

در یکی از شب ها همسرم سراسیمه از خواب بیدار شد و شروع کرد به گریه کردن. وقتی که علت را از او جویا شدم گفت که مردی با لباسی سفید به خوابش آمده و به وی گفته که تنها راه بچه دار شدن او این است که به دیدنش برود.

ابتدا حرف همسرم را باور نکردم چون وی در زیر شدید ترین فشارهای روحی و روانی بود و تصورم این بود که دارد هذیان می گوید اما این اتفاق چند بار دیگر هم تکرار شد. من فردی کاملا بی اعتقاد بودم و به این گونه مسائل اصلا اعتقادی نداشتم.

خواب همسرم زمانی برای من شگفت انگیز تر شد که وی اظهار داشت آن مرد سفید پوش از کشور ایران آمده است. عاقبت بر اثر اصرارهای بیش از حد همسرم تصمیم گرفتیم که به کشور ایران سفر کنیم اما ما هنوز نمی دانستیم که در ایران قرار است به کجا برویم و چه کسی را ملاقات کنیم. همین طور بی هدف به کشور ایران سفر کردیم. ما در فرودگاه به قسمت اطلاعات مراجعه کردیم و علت آمدنمان را توضیح دادیم. خانمی که مسئول آن جا بود وقتی حرف های ما را شنید بسیار حیرت زده شد. او به ما گفت که برای دیدن آن شخص باید به یک شهر دیگر ایران برویم. روز بعد ما به آن شهر رفتیم. در آن جا بود که ما فهمیدم آن شخص مرد بزرگی بوده و روزانه هزاران نفر به دیدنش می آیند. او در ظاهر مرده بود اما در باطن زنده بود.

همه برای حل مشکلات شان به دیدنش می رفتند. همسرم نزدیک به یک ساعت با او حرف زد. ما یک روز کامل در آن شهر ماندیم.

 

امام رضا

 

پس از بازگشت به ژاپن من برق خاصی را در چشمان
همسرم می دیدم اما خودم کماکان ناامید بودم تا این که پس از سه ماه همسرم خبر بارداریش را بهم داد.

کاری را که متخصص ترین دکترهای اروپایی و آمریکایی نتوانستند انجام بدهند را آن شخص انجام داد. بیشک این یک معجزه بود. من پس از تولد فرزندم بار دیگر به اتفاق همسرم به کشور ایران رفتیم و سعی کردیم بیشتر با آن مرد آشنا بشویم. اکنون بیش از پنج سال است که من به مذهب آن مرد درآمده ام.

این بود صحبت های آقای ماتسومو، من تلاش کردم تا رعایت امانت را بکنم و اگر جایی اشکالی می بینید از ترجمه نیست بلکه از صحبت های اصلی خود آقای ماتسوموست.

من انسان بی اعتقادی نیستم اما از وقتی که سرگذشت آقای ماتسومو رو خوندم واقعا بهم ریخته شدم. ببینید چطور مهر و محبت اهل بیت (ع) در دل یک ژاپنی اثر می کند، می ترسم از روزی که ژاپنی ها در عشق به اهل بیت از ما ایرانی ها پیشی بگیرند.

 

 نوشته شده توسط خادم الحسین (ع) در تاریخ پنجشنبه 14 آبان1388 با موضوع
سبز شد رنگ ریا .....

 

سبز شد رنگ ریا مهدی (عج) بیا

 

یاد دارم از کودکی عاشق رنگ سبز بودم، یاد امام رضا (ع) و رنگ زیبایی که نشان از سیدی می باشد و .... اما حالا از اين پارچه سيدي كه با ريا وگره خورده متنفرم

آ نها اين پارچه مقدس رابر سر نيزه ها كرده اند وفرياد ميزنند اي علي سازش كن... به ياد دارم در كودكي قبلا اين داستان را شنيده بودم... تاريخ دارد تكرار ميشود درآن مهلكه بايدعمارها، مالک ها ، ذو الشهادتين ها و معاويه ها، عمر و عاص ها، اشعري ها جدا شوند.

 

 

ریگی

 

چه فرقی بین عبدالمالک ریگی، محمد خاتمی، جرج بوش، میرحسین موسوی و شیمون پرز میکند. آنها ظاهرشان همانند رنگ سبز سيدي است اما چون در همان حد حيوانيت باقي مانده اند و به سوي فنا في الله جاري نيستند و مانعي سخت بنام غرور سد راهشان شده تبديل به سبز لجني شده اند اي يوسف فاطمه(عج) به رنگ سبزي که ما را به ياد شكوه وعظمت بي كران خدا و زاده پيامبر مي انداخت به ياد دارم تا قبل از اين رقابت كثيف مردم اين پارچه را به روي دستشان مي بستند وبا ديدن آن پارچه بغض نشكفته دردلشان مي تركيد تو با اولين قطره اشك او راعفو ميكردي...

 

سبز

 

چه سخنهايي كه ميان عاشق ومعشوق رد وبدل نمي شد. در مشهد كساني كه حاجت مي خواستند با اين پارچه خو درا به پنجره فولاد گره مي داداند اما كسي چه ميدانست او دلش رابه دل او گره داده بود آنها در خفا با محبوبشان سخن مي گفتند اما اكنون مي خواهند دستان علي زمانه را با طنابي به كلفتي قدرت وبه محكمي خيانت مي­بستند و او را كشان كشان بر پشت اسب شهوت تا كاخ سبز بر روي زمين پر از سنگ وناهمواري بكشند.

فأین تذهبون؟؟

بس است! این همه شهوت رسیدن به پست و مقام تا به کجا ... از مردم خجالت نمی کشید از خدا بترسید... مگر نه اینکه خود را تابع امام(ره) میدانید... چرا خون به دل امام و شهدا می کنید ... و در آخر کلام، اتمام حجت ما و ....

ما منتظریم تا محـــــرًم گردد                     هنگامــــه امتحان میسًــــر گردد

ما میدانیم و تیغ و حلقوم شما                      یک مو زسر علی اگر کم گردد

 

 

 نوشته شده توسط خادم الحسین (ع) در تاریخ سه شنبه 12 آبان1388 با موضوع
13 آبان روز استکبار ستیزی

 

13 آبان

 

 

13 آبان

 

در13 مهر 1342 به دستور شاه ، پیشنهاد آمریکا مبنی بر اعطای مصونیت قضایی به اتباع آمریکایی ، به صورت یک لایحه قانونی در هیات دولت تصویب گردید . پس از تصویب این لایحه ، وزارت خارجه مراتب رضایت رژیم را از این تصویب به اطلاع سفارت آمریکا رساند و لایحه در سال 1343 ، به تصویب مجلسین شورای ملی و سنا رسانده شد .چندی بعد ، نشریه داخلی مجلس حاوی متن کامل سخنرانیها و گفتگوهای نمایندگان و رئیس دولت در زمینه این لایحه به دست امام خمینی رسید و ایشان را به اعتراض وا داشت . پس امام به افشاگری این مصوب دولت پرداخت .

رژیم ، همه شیوه ها را برای آرام کردن ایشان به کار برد ، اماهیچ کدام کارساز نبود . فریبکاری و وارونه جلوه دادن حقایق ، بازداشت و زندان ، تهمت ، دروغ پردازی ، جوسازیهای کاذب ، تهدید و تطمیع ، وحشیگری و کشتار ، اختلاف افکنی و ... ، در برابر روح بزرگ امام (ره) بی اثر شده بود . تنها یک راه باقی مانده بود و آن تبعید امام بود . در شب 13 آبان 1343 ، صدها کماندو و چترباز مسلح به همراه مزدوران ساواک به سرپرستی سرهنگ مولوی ( رئیس ساواک تهران ) بیت امام را درقم محاصره کرده ، از بام و دیوار وارد منزل شده و پس از ضرب و شتم خادمین منزل ، امام را دستگیر و به تهران انتقال دادند و صبح همان شب رهبر بزرگ نهضت را با یک هواپیمای نظامی از فرودگاه مهرآباد تهران به ترکیه تبعید نمودند و ساواک اطلاعیه ای را از صداو سیما و مطبوعات به شرح زیر منتشر کرد :

" طبق اطلاع موثق و شواهد و دلایل کافی چون آقای خمینی و تحریکات مشارالیه ، علیه منافع ملت و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی کشور تشخیص داده شد ، لذا در تاریخ 13 آبان ماه 1343 ، از ایران تبعید گردید .

دستگیری و تبعید امام با واکنش شدید اقشار مردم مواجه شد . شهرهای قم ، مشهد و تهران به حالت تعطیل درآمدند .

در بسیاری از شهرها تظاهرات به راه افتاد . حسنعلی منصور ، نخست وزیری که لایحه را به مجلس برده و از تصویب گذرانده بود ، ترور گشت و نهضت وارد دوران جدید مبازره علنی با رژیم گردید .

 

13 آبان

 

 

و دقیقا 15 سال بعد در چنین روزی یعنی 13 آبان 1358 کمتر از یکسال پس از پیروزی انقلاب ، دانشجویان پیرو خط امام سفارت آمریکا را تصرف کرده و حماسه عظیمی آفریدند که امام خمینی آنرا به حق ، انقلاب دوم و انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامید.

اوایل پیروزی انقلاب ، حرکتهایی صورت می گرفت تا جو سیاسی جامعه را پیچیده کرده و به نفع آمریکا پیش برد ؛ در چنین شرایطی امام خمینی بیانات قاطعی علیه ابرقدرتها به ویژه آمریکا ایراد فرمودند و فرمان مقابله را به تمامی دانش آموزان ، دانشگاهیان و طلاب علوم دینی صادر کردند .

دانشجویان مسلمان با درک فرمان امام ، در لبیک به فرمایش ایشان و وادار کردن آمریکا به استرداد شاه و اموال ملت ، تصمیم به اشغال سفارت آمریکا گرفتند و اسناد قابل توجهی را به دست آوردند.

 

با تسخیر لانه جاسوسی ماهیت چهره های سازشکار که در صحنه سیاسی کشور ظاهر شده بودند ، افشا گردید و روحیه بیداری ، هوشیاری و وحدت و همبستگی در امت دمیده شد و از همه مهمتر ، ابهت پوشالی آمریکا در جهان شکسته شد .

 

آمریکا

 

 

13آبان برگی زرین از تاریخ ملت ایران است ، روزی که در آن سه فصل مهم درآغاز ، پیروزی و تداوم انقلاب ایران جلوه نمایی می کند .

این روز را گرامی می داریم

 

 نوشته شده توسط خادم الحسین (ع) در تاریخ دوشنبه 11 آبان1388 با موضوع